آموزش وردپرس
خانه / تلویزیون / جناب‌خان به خواب‌های من نفوذ کرده است/ ماجرای عشق به «احلام»
20160916123058_2199820

جناب‌خان به خواب‌های من نفوذ کرده است/ ماجرای عشق به «احلام»

جناب خان را بیشتر از شوخی ها و طنازی هایش به دلیل هنر موسیقی‌اش می شناسند؛ آوازخوانی ها و ضرب گرفتن هایی که به مناطق بومی ایران تعلق دارد و شاید هرکسی تا به خطه ای تعلق نداشته باشد، نتواند به زبان و آوا و ساز مناطق مختلف تسلط پیدا کند.

محمد بحرانی هم آوازخوانی های جناب خان را بر عهده دارد و هم نوازنده سازهای کوبه ای است که این شخصیت عروسکی صدایشان را درمی آورد. او اگرچه موسیقی را به طور حرفه ای تحصیل نکرده اما به گفته خودش دوستان موزیسینی دارد که از آنها مشورت های زیادی می گیرد. خودش هم مطالعاتی دارد و موسیقی را در ابعاد مختلف قومیت ها بررسی می کند و داشته هایش را هم به صورت تجربی به مخاطب نشان می دهد، حتی برای نشان دادن جزییات یک پدیده ریتم و ملودی آن را در طول گفتگو می خواند و یا وقتی از تاثیر گرفتن موسیقی کردی از صدای اسب می گوید آن را همانجا روی میز محل مصاحبه با ضرب نشان می دهد.

بحرانی در این مصاحبه از انرژی که برای جناب خان صرف می کند، سخن گفت و اینکه این شخصیت عروسکی این روزها به خواب های او نیز نفوذ کرده است و گاهی پیش می آید که سه بامداد بیدار شده و در حال خواب و بیداری دیالوگ هایی را که به نظرش آمده برای این شخصیت نوشته است.

صداپیشه جناب خان در بخش دیگری از این گفتگو از احلام می گوید و اینکه جناب خان به هر دری زده است تا او را به دست بیاورد.

قسمت دوم این مصاحبه را در زیر می خوانید:

*فکر می کنم یکی از بخت های جناب خان این است که سراغ موسیقی نواحی و مناطق بومی ایران می رود و حتی با کمدی و طنازی این موسیقی ها را اجرا می کند اما تاکنون هیچ انتقادی را در پی نداشته است برخلاف سایر برنامه ها و شخصیت های کمدی که وقتی سراغ لهجه های مختلف می روند با اعتراض هایی همراه بوده است و عده ای را دلخور کرده است.

– چرا اتفاقا ما انتقادهایی را داشته ایم.

*چه انتقاداتی؟

– البته ما انتقاد برعکس داشته ایم و این برای ما جالب و باعث خوشحالی است. انتقاداتی می شنیدیم از جمله اینکه چرا به زبان و لهجه یک قومیت قطعه یا شعری خوانده نشده و یا چرا کم خوانده شده است. با اینکه شما در این اظهارنظرها نوعی انتقاد را می شنوید و یا هر چقدر هم لحنی منفی داشته باشد اما خوشحال می شوید.

*و همین باعث می شود که این توقع را در شما ایجاد کند که با اینکه موسیقی مناطق مختلف را به صورت تجربی نمی شناسید اما به سمت آموختنشان بروید؟

– بله. به نظرم این اتفاق بسیار خوبی بوده است. البته باید این را در نظر گرفت که ما انسان هستیم و ممکن است در هر کاری که می کنیم خطا داشته باشیم شاید خود ما هم در آینده با انتقاداتی مواجه شویم اما دوست دارم این را تاکید کنم که تیم فکری جناب خان یک تیم انسانی است. به هر حال ما محدودیت های انسانی، محدودیت های برنامه ای و حتی تلویزیونی داریم. اگر هم مخاطبان در جایی از کیفیت کار ما راضی نبودند ما را با مهربانی ببخشند و بدانند که توانمان در همان حد بوده است و کم فروشی نمی کنیم.

قطعات ما نه تنها لس آنجلسی نیست بلکه فولکلوریک است*دوست دارم بیشتر درباره چگونگی آموختن این موسیقی ها توضیح دهید اینکه به طور تجربی آنها را فرا می گیرید یا به شکل تئوری و مطالعاتی هم می توان آنها را پیدا کرد؟

– خوشبختانه من دوستانی دارم که علاوه بر اینکه به قومیت های گوناگون تعلق دارند موزیسین هم هستند. به طور مثال علی بهرامی فرد همشهری شیرازی خودم و همنواز استاد کیهان کلهر است. فکر می کنم او مدتی هم رئیس هیات علمی دانشگاه شیراز بود. او کارشناسی ارشد دارد و از اطلاعات آکادمیک در این حوزه برخوردار است که من بسیاری از اطلاعات خود را درباره آواهای مناطق بومی از او دریافت می کنم و او از مشاوران اصلی من در کارم است. به طور مثال از او جویا می شوم که فلان آوا به کدام منطقه خراسان تعلق دارد، در چه مراسمی خوانده می شود و با چه تمپویی باید اجرا شود. او گاهی هم مقاله هایی را به من معرفی می کند تا بتوانم به لحاظ نظری درباره مسایل اطلاعات کافی داشته باشم و یا محتواهایی را برای من می فرستد که بتوانم نسبت به پدیده های موسیقایی شناخت لازم را کسب کنم. به طور مثال اخیرا درباره تاثیر فرهنگ و محیط جغرافیایی سخن گفت و پدیده ای به نام «geographical determination» را تشریح کرد که مشخص می کرد چطور یک اتفاق موسیقایی در یک منطقه جغرافیایی با فرهنگ آن خطه ترکیب می شود. مثلا بخشی از ریتم کردی که در برنامه اجرا شد می تواند تحت تاثیر صدای پای اسب باشد که با فرهنگ این خطه عجین شده است و یا ریتم سیال جنوب کاملا می تواند با ریتم حرکت یک قابق روی آب تلفیق شود، اینها تاثیرات متقابل جغرافیا و فرهنگ یک منطقه است.

مثال دیگری بزنم از دوست پژوهشگری که در بندرعباس دارم، او فردی را به من معرفی کرد که قطعات بومی آن منطقه را می شناسد. جناب خان شعری را در «خندوانه» می خواند که اینگونه آغاز می شد «ای یار ای یار، یار بالا بدو/ ای نازنین یار همین حالا بدو» این قطعه، ملودی و شعری دارد که به حدود صد سال پیش تعلق دارد و یک نوازنده دوره گردی که نابینا هم بوده به اسم نصرک آن را مثل یک ترانه می خوانده است. او معضلات اجتماعی را به ترانه تبدیل و بعد اجرا می کرده است. گاهی من انتقادی را از بعضی دوستان می شنوم که می گویند جناب خان ترانه های لس آنجلسی می خواند در حالی که باید به این منتقدان عزیز گفت اینها همان ملودی های داخلی خود ما هستند که بعضا بعد از ۵۰ سال منتشر شده اند و آن خواننده لس آنجلسی هم از آن استفاده کرده است. این قطعه «ای یار ای یار» نه تنها ترانه لس آنجلسی نیست بلکه یک قطعه فولکلوریک متعلق به بندرعباس است. من امیدوارم منتقدان عزیز ما انتقادهای منصفانه تری داشته باشند.

*جناب خان در فصل جدید شاعرتر هم شده است و برای هر مهمان در هر برنامه چندین شعر می سراید. این اشعار چقدر از وقت شما را صرف می کند؟

ـ به هر حال جناب خان اهل دل است، نه یک شاعر حرفه ای و نه یک خواننده حرفه ای. همانطور که ممکن است گاهی در شبکه های اجتماعی کلیپ ها و فیلم هایی را ببینیم که یک راننده اتوبوس مشغول خواندن است و حتی ممکن است از زیبایی صدای او و یا شعری که می خواند متعجب شویم. جناب خان هم یک نفر شبیه همان راننده اتوبوس است و تنها اهل دل است. بخشی از این شعرها کار خود من است و بخشی را امیر سلطان احمدی می نویسد. ما از زمان خوابگاه با یکدیگر دوست بودیم و از آن زمان با هم ترانه بازی و شعربازی می کردیم. به نظرم جناب خان به عنوان یک شخصیت اهل دل باید هر از گاهی از این شعرها بخواند. اگر هم دقت کرده باشید دوره گردها برای فروش محصولات شان شعرهایی می خوانند. او لبوفروشی است که هم لبویش را می فروشد و هم برای تبلیغ آن شعر می خواند و حالا همین شعرهایش را برای مهمان هایش هم می خواند.

گاهی ۳ صبح بیدار شده، گوشی خود را برداشته و دیالوگ یا شعری را که فکر کرده ام به درد جناب خان می خورد، نوشته ام و دوباره خوابیده ام*فکر می کنم این ویژگی های مختلف جناب خان انرژی زیادی از شما بگیرد.

– اوه اوه (با خنده) من زندگی ندارم. صادقانه باید بگویم جناب خان در این یکی، دو ساله تیمی را درگیر خود کرده است اما جمله ای هم باید بگویم که اگر اعضای این تیم بشنوند ناراحت نمی شوند چون می دانند، واقعیت دارد؛ به هر حال همه اعضای این تیم چه عروسک گردان، چه اتاق فکر و… لحظاتی دارند که از جناب خان فراغت داشته اند ولی من واقعا لحظه ای از این شخصیت فراغت نداشته ام. من دو سال است که در بازه تعطیلی «خندوانه» هم تفریحی نداشته ام و از خانواده خودم هم بازمانده ام. حتی می توانم بگویم جناب خان در خواب های من هم نفوذ کرده است؛ گاهی من ۳ صبح بیدار شده ام گوشی خود را برداشته ام و دیالوگ یا شعری را که فکر کرده ام به درد جناب خان می خورد، نوشته ام و دوباره خوابیده ام. مغز من در حال حاضر از اتفاقات پیرامونی جناب خان به شدت خسته است.

*ممکن است به نقطه ای برسید که فکر کنید جناب خان بس است؟

– تقریبا روزی ۱۵ بار به این نقطه می رسم. البته آنقدر ما این شخصیت را دوست داریم که بهتر است این اتفاق در زمان درست خود رخ دهد. به هر حال من به عنوان یک انسان معمولی گاهی ذهنم واقعا خسته می شود. باید اعترافی کنم و آن این است که بعد از برنامه اول جناب خان در فصل دو (اولین حضور جناب خان در خندوانه) وقتی برنامه به پایان رسید من و عروسک گردان ها به این فکر می کردیم «خب حالا از این به بعد چه باید گفت و چه اکت هایی می توان داشت؟» یعنی ما از همان ابتدای شروع قسمت دوم فکر کردیم تمام شوخی هایی را که می توانستیم، انجام دهیم اجرا کرده بودیم.

*چطور آن زمان فکر می کردید همه شوخی ها تمام شده است؟

– ما فکر کردیم جناب خان یک شعر بندری خوانده و با اسم رامبد و «خندوانه» هم شوخی کرده است و دیگر چه می تواند، بگوید.

*و دیگر فکر نمی کردید که بعد از آن هفته ای چند شب جناب خان به میان مردم بیاید و این شوخی ها و خواندن ها ادامه داشته باشد؟

– در واقع ما تو سر زدن ها و کلافگی برای اینکه «چه باید گفت؟» را از همان پایان قسمت اول داشته ایم و اکنون هم به پایان هر قسمت که می رسیم و هر شب که با عروسک گردان ها به خانه بازمی گردیم به این فکر می کنیم حالا باید چه بکنیم.

*فکر می کنید چه زمانی به نقطه ای برسید که جناب خان دیگر واقعا حرفی برای گفتن نداشته باشد؟

– فکر می کنم خود جناب خان تعیین می کند.

*به هر حال تماشاگران شاید در یک مقایسه هر سال منتظر تیم برنامه «کلاه قرمزی» و شخصیت های آن باشند، ولی جناب خان یک شخصیت روتین است و ادامه این شخصیت در جایی که حرفی برای گفتن نداشته باشد نوعی ریسک است.

– بله دقیقا همین طور است ما سالی ۲۰ قسمت در مجموعه «کلاه قرمزی» تولید می کنیم که یک سال هم زمان داریم و تمرین های زیادی هم برای آن انجام می شود اما همین الان فکر می کنم که جناب خان حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ قسمت روی آنتن رفته است.

شب هایی که دیالوگ ها و شوخی های جناب خان در نمی آید باید دو نفر را تصور کنید که در سکوت به سر می برند و به یک جاده تاریک نگاه می کنند*و مخاطب هم دوست ندارد این شخصیت به تکرار برسد.

– خود ما هم دوست نداریم. ما قسمت های بی مزه زیادی داشته ایم، اشعار تکراری داشته ایم و یا قسمت هایی هم بوده که در نظر ما در نیامده است و فکر می کنم این فراز و فرود طبیعی است. خود ما تعصب بسیاری روی این شخصیت داریم. من و مهدی برقعی عروسک گردان سر جناب خان شب ها با هم به منزل برمی گردیم. شب هایی که دیالوگ ها و شوخی های جناب خان در نمی آید فضای ماشینی که ما با هم برمی گردیم دیدنی و شنیدنی است. باید دو نفر را تصور کنید که در سکوت به سر می برند و به یک جاده تاریک نگاه می کنند و در پایان شب تنها با یک خداحافظی از یکدیگر جدا می شوند.

*یعنی اینقدر توی ذوق شما می خورد؟

– بله، خیلی آزاردهنده است و حتی بعد از اینکه به منزل می رسیم، من با مهدی تماس می گیرم و می گویم به طور مثال برای روزهای بعدی چه کنیم تا فضا آنطور که می خواهیم دربیاید، به هر حال این شخصیت زندگی ما را گرفته است.

اگر بعضی از کلیشه هایی که میان اقوام ایرانی وجود دارد از طریق این برنامه پاک شود برای ما یک افتخار است*یکی از مواردی که مخاطبان مختلف برنامه «خندوانه» به آن اشاره می کنند توجه جناب خان به قومیت های مختلف است و این را یک نقطه قوت اصلی این شخصیت می دانند. این توجه به قومیت‌های مختلف برای شما از چه منظری است آیا یک علاقه است که خودتان را هم درگیر کرده است یا یک کار سفارشی است؟

– خیر مطلقا این کار سفارشی نبوده است و کاملا در سلیقه و دغدغه خود من، رامبد و برنامه سازان بوده است. به طور مثال در شبی که رامبد جوان افغانستانی ها را دعوت کرد اتفاق بسیار خوبی رخ داد و البته در بعضی از موارد ما ناسزاهای کمی هم نشنیده ایم اما برای همه ما شب دلپذیری بود. ما این اتفاقات را دوست داریم و اگر ترکشی هم به خاطر این اتفاقات به ما می خورد نوش جانمان باشد. مهم این است که به اقوام ایرانی و حتی فارسی زبان هایی چون تاجیک ها و افغانستانی ها احترام بگذاریم تا به صلح و دوستی برسیم. اگر بعضی از کلیشه هایی که میان اقوام ایرانی وجود دارد از طریق این برنامه پاک شود برای ما یک افتخار است. فارغ از اینها خود من لباس ها، آداب، رسوم و شخصیت های قومیت های مختلف را بسیار دوست دارم.

*فکر می کنم شخصیت جناب خان علیرغم شیطنت هایی که دارد و اصطلاحاتی مانند «ببافمت» قرار است طرفدار صلح و دوستی باشد.

– بله همین طور است، جناب خان اگر چندین بار در چندین برنامه دعوا کرده است برای احقاق حق بوده به طور مثال اگر به یک کودک کار ظلمی شده است جناب خان خواسته حق او را بگیرد و در چنین مواقعی است که خون جناب خان به جوش می آید.

*علاقه به قومیت ها برای شما باعث شده که به نواحی مختلف هم سفر داشته باشید؟

– در این مدت من حتی نتوانستم به خانواده ام در شیراز سری بزنم اگرچه که سفر را بسیار دوست دارم اما امیدوارم در روزهای تعطیلی برنامه بتوانم چنین سفرهایی را داشته باشم به طور مثال سال گذشته ماه محرم به بوشهر رفتم که به نظرم یکی از زیباترین عزاداری ها را دارد.

*فکر می کنم در این مراسم عزاداری دمام زنی و سنج زنی هم بر عهده داشتید.

– بله، بوشهر عزاداری فوق العاده ای دارد و من هم توانستم در این مراسم حضور داشته باشم. جالب است که من برای اولین بار در بوشهر حضور می یافتم در حالی که برخی ها فکر می کردند من بوشهری هستم. این سفر برای من خیلی لذت بخش بود هم حضور در آن مراسم عزاداری و هم من توانستم به یکسری آواهای بوشهری دست پیدا کنم که از تعدادی از این آواها هم استفاده شد.

*راستی بالاخره نمی خواهید جناب خان را از تنهایی دربیاورید و او را به احلام برسانید؟

– به من ارتباطی ندارد، زندگی خودش است. (با خنده)

*پس شما قرار است چه کاری برایش انجام دهید؟

– همه هر کاری توانسته اند برایش انجام داده اند.

*چرا احلام را به او نمی دهند؟

– من نمی دانم باید بروید از خانواده احلام بپرسید. جناب خان به هر دری زده است و هر کاری توانسته، انجام داده است. (با خنده)

ادامه دارد…

مهر

درباره ی behrouz

همچنین ببینید

آخرین اخبار از تغییرات «دورهمی» مهران مدیری

آخرین اخبار از تغییرات «دورهمی» مهران مدیری

به گزارش مجله آریانا : تهیه‌کننده برنامه «دورهمی»، از جزئیات و تغییرات سری جدید این …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *